تعداد بازدیدکنندگان
 
امروز
دیروز
ماه جاری
امسال
مجموع

مقدمه

به نام خدا

       قرن بیستم را به دلیل فزونی جنگ ، تورم ، انفجار جمعیت ، افزایش بیکاری ،مهاجرت ، از هم گسیختگی خانواده ، دوری نزدیکان از یکدیگر  و ... ، قرن اضطراب نامیدند  و انسان دنیای امروز هنوز مسایل قرن بیستم را حل نکرده بود که به قرن بیست و یک ، عصر فرو پاشی مرزهای ارتباطی و اطلاعاتی رسید .

       عصری که رشد ماهواره و اینترنت و رویارویی با حجم وسیعی از اطلاعات درست و نا درست ، موقعیت ها و بحران های بی شماری را برای انسان امروز به ارمغان آورد .به طوری که علیرغم تغییرات عمیق فرهنگی و شیوه های زندگی ، بسیاری از افراد در رویارویی با مسایل روزمره از توانایی های لازم  و اساسی ، خود را بی بهره می پندارند  ، و متحیرانه زبان به مقایسه گذشته پر اضطراب و کوچک خود با دوره جدید با انبوه اطلاعات و رفتارهای جدید می گشایند .و همین امر آنان را در مواجهه با مسایل و مشکلات زندگی روزمره آسیب بذیر کرده است . افزایش آمار خود کشی و طلاق  ، فرار از خانه و یا بناه بردن به الکل و مواد مخدر بیانگر آن است که مبتلایان به آن ها توانایی مقابله ی سازگارانه با مشکلات را نداشته اند .

       آموزش مهارت های زندگی برای مقابله و سازگاری صحیح با مسایل و مشکلات روزمره و بهبود زندگی فردی و اجتماعی انسان امروز بخش مهمی از برنامه ی درسی اکثر نظام های آموزشی دنیا می باشد که خوشبختانه در چند سال اخیر در کشور ما نیز آغاز گردیده است.

       هدف از آموزش مهارت های زندگی ارتقاء سازگاری فرد ابتدا با خودش سپس با دیگران و محیطی است که در آن زندگی می کند . این مهارت ها به ما می آموزد که در طول زندگی به ویژه در موقعیت های پر خطر چگونه عاقلانه و صحیح رفتار کنیم .

 
در این صفحه به مرور مطالبی در زمینه مهارت های زندگی در اختیار شما قرار خواهد گرفت. به امید زندگی پر بار تر برای همه افزاد جامعه.
 
                                                                                                                                                                                               محسن آقاعلی
 

گوش کردن فعال

         « این روش ها فرد را در فهم واقعی گفته ها ی دیگران  توانا می سازد . توانمندیی که طرف مقابل با مشاهده ی آنها احساس می کند مشکلات و احساساتش درک شده اند. هنگامی که مهارت های گوش کردن به نحوی مناسب به کار رود  اغلب ، فرد دیگر می تواند بدون اتکا به شما مشکلات خود راحل کند.»

      موانع ارتباطی رایج :

       ارتباط ضعیف را ، افراد خیر خواهی به ما آموخته اند که خود ، راه های نامناسب برقراری ارتباط را ازدیگران یاد گرفته اند. به این ترتیب ، در مورد مسائل مربوط به ارتباط ،در واقع ،بسیاری از ما قربانیان قربانیانی دیگر  هستیم .

       هنگامی که ارتباط متوقف می شود انرژی عشق به آزردگی و خشم تبدیل می شود .ودر نتیجه ، منازعه های فراوان،طعنه های خجل کننده ،انتقاد های مکرر ،عدم علایق جنسی  ویا پناه بردن به سکوتی یخ گونه را موجب می شود .

 

    موانع ارتباطی

       قضاوت

      1-انتقاد  2- نام گذاری 3- تشخیص گذاری  

    4- ستایش همراه با ارزیابی

      ارائه راه حل  :

     1- دستور دادن 2- تهدید 3- اخلاقی سازی

4- پرسش زیاد و نامناسب  5 -  نصیحت کردن

     اجتناب از نگرانی های طرف مقابل :

  1. منحرف سازی 2- بحث منطقی 3- اطمینان آفرینی

       مانع شماره ی 13 مهمترین مانع

        بیان این  نکته به دیگران که از چه موانعی استفاده می کنند ،  مانع شماره ی 13 است .مانع شماره سیزدهم به مقوله ی قضاوت تعلق دارد . اما اگر مایلید ارتباطتان را بهبود بخشید ،نشانه رفتن انگشت قضاوت به سمت دیگران ،نقطه ی آغاز بسیار نا مناسبی است .

          مهارت های گوش کردن

           یک دوست ، کسی که واقعا" فهیم است ، و وقتی ما به مشکلاتمان می اندیشیم ،زحمت گوش فرا دادن به حرفهایمان  را بر خود هموار می سازد ،قادر است کل چشم انداز ما را نسبت به جهان تغییر دهد.    (دکتر التون مایو)

  2. مهارت های توجه: حالت درگیر بودن ،تحریک جسمانی مناسب ، تماس چشمی ،محیط غیر مزاحم .

  3. مهارت های پیگری :

    درباز کن ها، تشویق های کوتاه ، سوال های کم ، سکوت توجه آمیز .

  4. مهارت های انعکاسی :

    انعکاس محتوا،انعکاس احساسات،انعکاس معانی

    ( پیوندزدن احساسات به محتوا )

         4-انعکاس تلخیصی

           توجه کردن:ارتباط غیرکلامی است که نشان می- دهد شما به فرد در حال صحبت دقیق گوش می- دهید.که این امر به طرف مقابل نشان می دهد شما به او و صحبتهایش علاقمندید و باعث می شود گوینده مهمترین موضوعات موجود در ذهن و قلب خودرا بیان کند.

           شنونده خوب ، در جریان گفت و گو ، از طریق هوشیاری همراه با آرامش بدنی، توجه داشتن خود را انتقال می دهد.

         

     

          پاسخ های انعکاسی:

          در پاسخ انعکاسی« شنونده احساس و یا مفهوم چیزی را که گوینده با او درمیان گذارده است بیان می کند و این کار را به گونه ای انجام می دهد که نشان دهنده درک و فهم و پذیرش وی باشد»

          - انعکاس  محتوا : پاسخی موجز و کوتاه   به گوینده است که در اصل منظور او را از زبان شنونده بیان می کند .   

           توضیح کار آمد،به زبان خود شنونده بیان می شود و متمرکز بر محتوای پیام گوینده و نشأت گرفته از حقایق و ایده های اواست نه هیجان ها و احساست فرستنده . و این نیازمند آن است که برای مدتی « در جلد فرد گوینده فرو روید »و موقعیت را از چشم او ببینید .

           انعکاس احساسات

  5. تمرکز بر کلمات احساسی

  6. توجه به محتوای کلی پیام

  7. مشاهده زبان بدن

  8. پرسش این سوال« اگر من چنین وضعیتی را تجربه می کردم چه احساسی داشتم؟»

           انعکاس معانی

           «احساس(کلمه احساس را قرار دهید) می کنی ، چون (رویداد یا مضمون گفتار گوینده  در جمله را قرار دهید ) . »  

           انعکاس تلخیصی

           تکرار مختصر و کوتاه موضوعات اصلی و احساسی گوینده که در بخشی طولانی از گفتگو مطرح کرده است و نمی توان آن را توسط یکی از مهارت های مطرح شده منعکس نمود .

           این نوع انعکاس ، عناصر مواجهه را نیز در بر می گیرد . اما شنونده باید به قضاوتی دقیق در این مورد بپردازد  که آیا گوینده ، از نظرعاطفی ، آمادگی رویارویی با تلخیص مواجهه آمیز را دارد یا خیر .

           گوش کردن انعکاسی ، امکان بررسی درست بودن درک شنیده ها و نیز مجرایی را فراهم می سازد که از طریق آن ، صمیمیت و توجه منتقل می شود .

 

مهارت حل مسئله

 

در زندگی انسان بروز مسئله و مشکل امری اجتناب­ناپذیر است و نمی توان­زندگی بدون وجود مسئله راحتی تصور نمود . انسان­ها ازدیرباز همواره به دنبال بهترین روش­ها برای حل مشکلات خود بوده­اند. چه زمانی که مشکل انسان ساخت سر پناه و به دست آوردن خوراک و پوشاک بوده و چه در دنیای پر اضطراب امروز که هر یک از انسان­ها برای حل مشکلات شخصی خود از افسردگی"طاعون سیاه" گرفته تا رفع مشکل پیچیده­ترین مسائل علمی، تجاری و سیاسی خود در تلاش هستند. در این بین جان دیویی به عنوان دانشمندی که توانست یک چهارچوب و قالب مشخص برای حل مسائل مطرح نماید در دنیا شناخته شده است . اوکه روش حل مسئله را به شرح زیر توضیح داده است توانست به وسیله فرضیه ی حل مسئله و چند فرضیه دیگر به عنوان دانشمند شناخته شود.

-------------------

دانلود کل مقاله

 


 

 

تصمیم گیری

 
       در زندگی ، بسیاری از مردم می دانند چه کنند ، و فقط تعداد اندکی به آنچه می دانند عمل می کنند.
       چه عاملی مقدم بر اعمال ما است؟
       قدم هایی که بر می داریم بر اثر چیست؟
       چه عاملی سرنوشت ما و مقصد نهایی زندگی ما را مشخص می سازد؟
       در لحظات تصمیم گیری است که سرنوشت ما شکل می گیرد.
       «من با توکل به قدرت و محبت بی انتهای خداوند و انتخاب هدف های درست و تصمیم های جدی و برنامه ریزی صحیح شاهکار زندگی خود را می سازم».

                                                                                                                             برای دانلود کل مقاله کلیک کنید

 

مدیریت هیجانات

 

       مسئله این است که تا وقتی عواطف من با ترس ها ، خشم ها و انگیزه های دفاع از خود تحریک می شود ،در شرایطی نیستم که با تو یا هر کس دیگری گفتگوی صادقانه داشته باشم . قبل از آمادگی برای این بحث ، من  به ... آرمیدگی ، پاکسازی و تخلیه هیجانی نیاز خواهم داشت .                                       جان پاول

       میان جنبه های بنیادی و هیجانی تعارض می توان  تمایز سودمندی قائل شد. اجزای هیجانی تعارض عبارتند از:خشم ، بی اعتمادی، حالت تدافعی، تمسخر، رنجش، ترس و طرد.در هنگام بروز احساسات شدید،راهبرد صحیح آن است که (ابتدا به جنبه های هیجانی تعارض رسیدگی نمود) وپس از فرو کشی کردن هیجان ها ،به شکل سازنده تری با مسائل بنیادی کنار آمد.مسائل بنیادی شامل نیاز های متضاد،مخالفت بر سر قوانین و عادت های متفاوت در مورد نقش ها و کاربرد امکانات است.

       این دو جنبه ی تعارض،بر یکدیگر تاثیر متقابل دارد. تبادل سازمان یافته ی جنبه های هیجانی مشاجره باید بر حل مشکل منطقی،مقدم باشد . افراد،پس از انجام این کار و به دنبال کاهش هیجان ها ، می توانند به مرحله ی بعد وارد شوند . یعنی بررسی سازنده ومنطقی مسائل بنیادی.

       روش رفع تعارض

      روش رفع تعارض را می توان مجموعه ای از قوانین ساده در نظر گرفت که تعارض را هدایت می کنند.

 

       1- با فرد دیگر به احترام رفتار کنید.

درجدال خلاق،طرفین درگیر، از حقانیت کامل دیگری آگاهند و هیچ یک ازآنان این حقیقت را که هر یک می کوشد ، حقیقت را آن گونه که خود می بیند بیان کند ، از نظر دور نمی دارد.

       متاسفانه ، مخالفت با باور ها یا ارزش های فرد دیگر ویا تضاد میان نیاز ها ی افراد مختلف ، به بی احترامی ، نسبت به عقاید وشخصیت فرد دیگر منتهی می شود . به شکلی که حتی زمانی که برای فرد دیگر احترام زیادی قائل هستیم . در اوج تعارض،آماده ایم تا به او توهین کنیم.

      2_گوش کنید تا وقتی که (سوی دیگر را تجربه کنید.)

      هر کس تنها پس از اینکه به عقایدو احساسات فرد دیگر به دقت گوش کردو آن ها را چنان تکرار کرد که رضایت گوینده جلب شود ، می تواند حرف خود را بزند.

      گوش کنید وآنچه را که فرد دیگر گفته است جمله به جمله تکرار کنید ، درست همانطور که گویی خود فرد در آن لحظه آن ها را به زبان آورده است . هرگز چیزی از خود یا عقاید خود به آن اضافه نکنید و هرگز چیزی را که دیگری نگفته است به او نسبت ندهید . برای اینکه نشان دهید حرف های او را واقعا درک می کنید یک یا دو جمله در مورد معنای مورد نظر او بیان کنید . در حالت معمول می توانید از کلمات خودتان استفاده کنید ، امابرای موارد حساس بهتر است که ازکلمات خود فرد استفاده کنید.

      3_دیدگاه ها ، نیازها و احساسات خودرابیان کنید.

      پس از آن که احترام خود را نسبت به فرد دیگر، به عنوان یک انسان ، نشان دادیدوبه او فهماندید که دیدگاه ها و احساساتش را درک می کنید ، نوبت شما است که منظور خود را به طرف مقابل انتقال دهید .

      اول : دید گاه خود را به اختصار بیان کنید .

      دوم : از کلمات کنایه دار اجتناب کنید .

      سوم :گفتار و پندار ، باید یکسان باشد . در مورد آن چیزی بحث کنید که نگرانی اصلی شما است .

       چهارم : احساسات خود را بروز دهید .

      تا زمانی که اجزای عاطفی تعارض رفع نشود بخش های عینی قابل حل و فصل نخواهد بود.

      پنجم : گاهی اوقات بیان دیدگاه های خود ، نیاز ها و احساسات لازم نیست .

                       .......................

      « بی مدد احساس ، شاید نتوان هیچ تیرگی را به روشنایی وهیچ بی تفاوتی رابه جنبش وتلاش مبدل کرد ».

                                                                     کارل یونگ

      عواطفی که خیال می کنید منفی هستند ، فریادی به شمار می روند که شما را به عمل دعوت می کنند .پس به این عواطف « نشانه های عمل » بگویید .

      می توانید در هر لحظه ، هر نوع احساسی را که بخواهید در خویشتن ایجاد کنید.

      شش گام برای تسلت بر عواطف و احساسات.

قدم اول : احساس واقعی خود را مشخص کنید.

لحظه ای یه عقب برگردید ، و از خود بپرسید :

      ( واقعا در حال حاضر چه احساسی دارم ؟ )

      قدم دوم : سپاسگزار عواطف خود باشید .

      آن ها مدد کار شما هستند.

      قدم سوم : نسبت به پیام های عاطفی حساس و کنجکاو باشید.

      1_ واقعا دلم می خواهد چه احساسی داشته باشم؟

      2_احساسی که داشته ام ، مستلزم داشتن چه اعتقادی    است؟

      3_برای حل مشکل و سازمان دادن به کار، چه تصمیمی دارم؟

      4_از وضعیتی که پیش آمده است چه درسی می توانم بگیرم ؟

      قدم چهارم : به خود اعتماد کنید .

      موقعیت های مشابه احساس کنونی خود را به خاطر بیاورید .

      قدم پنجم : مطمئن شوید که نه تنها در حال حاضر ، بلکه در آینده نیز در این راه موفق خواهید بود .

      قدم ششم : به شوق در آیید و دست به عمل بزنید .

      با این شش قدم که گفته شد می توانید بر عواطف خود بطور کامل مسلط شوید . اگر مرتب دچار احساس معینی می شوید ، برای مقابله با آن ، شناخت آن احساس و تغییر الگوی رفتاری خود از این شیوه ی شش مرحله ای استفاده کنید .

      به این نکته توجه داشته  باشید که بهترین زمان برای مدیریت هیجانات و کنترول احساسات ، لحظه شروع آن است .

         *اکنون هزاران هزار نیکی ، از هزاران هزار راه به سویم می آیند .

      * در ذهن الهی من فرصت گمشده وجود ندارد . اگر دری بسته شود ، دری دیگر می گشاید .

      * من با خدا هستم ، پس خدا هم در همه حال نگهدار من است .

      * در ذهن الهی مانع وجود ندارد . پس چیزی نمی تواند مانع شود که به خیر و خوشی ام برسم .

      * اکنون نیکویی بی پایانم از راه هایی بی انتها به من می رسد .

       *من هماهنگ و شادمان و تابناکم و به استبداد ترس ، تعلق خاطری ندارم .

      * مشیت الهی برای من ، در منتها ، کمال است و پایداری .

      * ....

 

 

                       * بادلی سرشار از اشتیاق الهی

                       برای آنچه که دارم برکت می طلبم

                       و با شگفتی به فزونی آنها می نگرم .